داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد

  • Title: داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد
  • Author: Matei Vişniec تینوش نظم‌جو مهشاد مخبری خشایار فهیمی Matei Vişniec
  • ISBN: 9789647049733
  • Page: 320
  • Format: None
  • 1998 2001

    • Unlimited [Sports Book] ✓ داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد - by Matei Vişniec تینوش نظم‌جو مهشاد مخبری خشایار فهیمی Matei Vişniec ✓
      320 Matei Vişniec تینوش نظم‌جو مهشاد مخبری خشایار فهیمی Matei Vişniec
    • thumbnail Title: Unlimited [Sports Book] ✓ داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد - by Matei Vişniec تینوش نظم‌جو مهشاد مخبری خشایار فهیمی Matei Vişniec ✓
      Posted by:Matei Vişniec تینوش نظم‌جو مهشاد مخبری خشایار فهیمی Matei Vişniec
      Published :2019-05-17T15:15:48+00:00

    About “Matei Vişniec تینوش نظم‌جو مهشاد مخبری خشایار فهیمی Matei Vişniec

    • Matei Vişniec تینوش نظم‌جو مهشاد مخبری خشایار فهیمی Matei Vişniec

      From an early age, Matei Vi niec discovered literature as a space dedicated to freedom He draws his strengths from Kafka, Dostoevsky, Poe, Lautr amont He loves the Surrealists, the Dadaists, absurd and grotesque theatre, surrealist poetry, fantastic literature, magical realism, even the realist Anglo Saxon theatre He loves everything except Socialist Realism.Vi niec studied philosophy at Bucharest University and became an active member of the so called Eighties Generation, who left a clear stamp on the Romanian literature He believes in cultural resistance, and in literature s capacity to demolish totalitarianism Above all, Matei Vi niec believes that theatre and poetry can denounce manipulation through great ideas , as well as brainwashing through ideology.Before 1987 Matei Vi niec had made a name for himself in Romania by his clear, lucid, bitter poetry Starting with 1977, he wrote drama the plays were much circulated in the literary milieus but were barred from staging In September 1987, Vi niec left Romania for France, where he was granted political asylum He started writing in French and began working for Radio France Internationale At the present time, Vi niec has had many of his works staged in France, and some twenty of his plays written in French are published Actes Sud Papier, L Harmattan, Lansman His plays have been staged in than 20 countries In Romania, after the fall of Communism, Matei Vi niec has become one of the most frequently performed authors.The work of Matei Vi niec has been represented in London by the performance The Body of a Woman as a Battlefield in the Bosnian War , staged at the Young Vic Theatre, in November 2000 The play received rave reviews in the British newspapers and magazines, including The Guardian The Story of the Panda Bears told by a Saxophonist who has a Girlfriend in Frankfurt has been performed at the Edinburgh Festival August 2005 The production is by Rouge28 Theatre, London.In Unites States, the work of Matei Vi niec has been represented in New York, Chicago, New Jersey and Hollywood.

    804 thoughts on “داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد

    • The Story of the Panda Bears Told by a Saxophonist Who Has a Girlfriend in Frankfurt = L'Histoire des ours panda racontee par un saxophoniste qui a une petite amie a Francfort, Matei Vişniecتاریخ نخستین خوانش: بیستم ماه اکتبر سال 2012 میلادیعنوان: داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌ دختری در فرانکفورت دارد؛ نویسنده نمایشنامه: ماتئی ویسنی ی [...]


    • نمایشنامه ای فوق العاده که بارها خواندم و بازهم خواهم خواند البته نوشته های ماتئی ویسنی یک را هرکسی دوست ندارد اما تاثیری که در خواننده می گذارد بی نظیر است SPOILER ALERTبرای نقد این کتاب لازم است ابتدا اشاره ای به قسمتی از روانشناسی تحلیلی یونگ داشته باشیم: اسطوره ها و روانشناسی یو [...]


    • این آدم دیوانه است. یک دیوانه‌ی درجه‌یک. نویسنده‌اش را می‌گویم و به‌نظرم اگر همه‌ی دیوانه‌ها این‌قدر نابغه باشند و این‌قدر قریحه داشته باشند، هر آدم عاقلی باید آرزوی دیوانگی بکند. این از آن کتاب‌‌هایی است که به سرعت برق و باد بلعیدمش و حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم باید [...]


    • یکی از عاشقانه ترین نمایشنامه هایی رو که در ایران چاپ شده، یه روایت پست مدرن عرفانی کاملاً سورئالیستی دربارة مرگ! و سرشار از عشق در غالب دیالوگ های پینگ پنگی تنها شخصیت های نمایش یعنی زن و مرد که ما حتی اسمشون رو هم هیچوقت نمیفهمیم.احساس میکنم ماجرا در دنیایی متفاوت رقم میخورد. [...]


    • ”زن: خواب میبینی؟مرد: خواب میبینم که باهام حرف میزنی.زن: صدامو میشنوی؟مرد: خواب میبینم که صداتو میشنوم.زن: میترسی؟مرد: آره.زن: از چی می ترسی؟مرد: از این میترسم که کسی بیاد و بیدارمون کنه.زن: من با توام.تو خوابت.“


    • اگر شما هم مثل من بعد از اتمام نمایشنامه شبیه به یک علامت سوال بزرگ شدید که منظور دقیق نویسنده از 9 شبی که مرد و زن قصه با هم گذراندن چیه، سری به نقدهای نوشته شده در مورد آن بزنید و حتما پی به خلاقیت نویسنده در به هم آمیختن مفاهیم تولد و مرگ خواهید برد


    • عالیه!!!! نمایشش رو اگه اهل دیدن تئاترین از دست ندین الان ناراحتم از این که چرا قبل از دیدن نمایش نخونده بودمش فقط بگم عاشقش شدم


    • وقتی کتابی در ایران در مدتی کوتاه بسیار محبوب میشود، من عادت دارم تا وجهه بین االمللی اش را ببینم. و وقتی مانند این کتاب بیش از هشتاد درصد از طرفدارانش از کشور خودمان هستند، کمی بدبین میشوم چون سابقه خوبی از این کتابها در ذهن ندارم. به نظرم ابهام و زبان استعاری داستانها در مقای [...]


    • چرا اینقدر عجیب غریب و دوست داشتنی بود؟!؟! ^___^ مخصوصا اون قسمتی که بهش میگفت بگو "آ"هی با خودم میگفتم اگه نمایشش و اجرا کنن میتونن خوب اجرا کنن؟! نمیتونن؟؟بعضی تیکه هاش و بلند بلند میخوندم و کیف میکردمالبته که بعضی تیکه هاش نمیفهمیدم نویسنده میخواد چی بگه منظورش چیه ولی دوسش داش [...]


    • ،هيچ چيز از آنِ انسان نيست »هرگز،نه قدرتش،نه ضعفش،و نه دلش حتيو آن دم كه دستو آن دم كه دست!اَه،لعنتي،و آن دم كه دست به آغوش مي گشايدسايه اش ساية صليبي ستو آن دم كه مي پندارد خوشبختي اش را،در آغوش فشرده است.آن را له مي كندزندگي او طلاقي عجيب و دردناك استهيچ عشقي را« هيچ عشقي را سر [...]


    • تو باید یاد بگیری سکوت رو گوش کنی. روی تخت خواب دراز بکش چشمات رو ببند و فقط به سکوت گوش کن باشه؟ تو باید تصور کنی که این سکوت صدای منه، که این سکوت خود منم. می‌فهمی؟ همین‌جوری بمون و تکون نخور، این سکوتی که نوازشت می‌کنه خودِ منم آروم باش من با توام گوش کنااز متن نمایشنامه*



    • میدونی,اولش که شروع کردم به خوندن دقیقا تا آخرش داشتم فکر میکردم که چقد مسخره س.چرا هیچی نمیفهمم.اصن چیزی داره که باید فهمیده شه!؟بعد که تموم شد مثل همیشه اولین کاری که کردم این بود کهبرم نقدشو بخونم!و بله!مغزم سوت کشید از اینهمه نبوغ!باور کن اوه صد سالم بهم وقت میدادن عمرا که ای [...]




    • کتاب فانتزی خوبی بود، عاشقانه‌ی معمولیو پایانش به نظر من نقطه اوجش بود، و قبل‌ترش، که فرد برای تناسخ و تبدیل شدن از آدم به خرس پاندایی که تو باغ وحش فرانکفورت هست تشویق می‌شهانگار دیشب یه پرسشی بوده تو فیسبوک، مبنی بر اینکه کدوم فصل رو بیشتر پسندیدید. برای من فصل ارتباط برقر [...]


    • هممم! چندتا نكته.اول اينكه كلا نمايشنامه حوزه ي مورد علاقمه، اصن فيتيله جمعه تعطيله هم اگه نمايشنامه بود باز من دوسش داشتم! تنها حوزه ي زنده ي ادبيات ه و سر لج و لجبازي با افلاطون.دوم، نمايشنامه دو پرسوناژ خيلي دوست دارم، هنوز دليلشو كشف نكردم ولي شايد به همين خاطره كه كمتر از چ [...]


    • یکی از قشنگ ترین نمایشنامه هایی بود که خواندم. ماجرای عشقی که به کمال می رساند. :)


    • دوست داشتنی هست ولی بی‌نظیر نبود. اما وقتی بعدش نقدشو میخونی و میبینی که این ۹ روز رابطه به مثابه ۹ ماهِ جنین بودنه، مساله جذاب و قشنگ میشه و میری دنبال پیدا کردن ربط ها و استعاره ها!



    • داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیوفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد/ مائتی ویسنی یک/ ترجمه ی تینوش نظم جو/ نشر ماه ریز/ چاپ سوم 1382/ 88 صفحه/ تاریخ تموم کردن کتاب: شنبه 25 دی 1395تمومش که کردم چند لحظه ای همینجور مونده بودم ! نمایشنامه مدرن خیلی کوتاه و رَوون که خوندنش نیم ساع [...]


    • یک مرد وجود دارد به نام میشل و یا شاید دیگر وجود ندارد . زنی به نام "همه ی نام ها " زنی که هیچ دری برایش بسته نیست زنی که به زبان سکوت با مرد سخن می گوید و نوازشش می کند .زن نه شب را در کنار مرد می گذراند نه شبی که به اندازه ی یک زندگیستمرد و زن در "هیچ جا" نبودند و بعد این نه شب در" همه ج [...]


    • يعني ميشه يكي باشه كه حتي وقتي هيچي ازش يادمون نمياد، ما رو فراموش نكرده باشه؟ آنيموس؟ آنيما؟ شايد! ولي مطمئنا وجود خارجي نداره. فقط ميتونه خود درونمون باشه. هر وجود خارجي، با ناپايداري همراهه.



    • من همش فکر میکردم به این نمایشنامه موقع اجرا!اینکه مرد داستان برای گفتن: " آ " هر بار با لحنی متفاوت، که جمله و خواهش زن رو برسونه چقدر کارش سخت خواهد بود.


    • به نظرم ته آرزوی هر آدمی تو زندگی اینه که یکیو پیدا کنه که بتونه باهاش بره تو رابطه ای شبیه مرد و زن این قصه


    • dumanli-yazilarfa/posنگاهی به " داستان خرس­های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد " ماتئی ویسنماجرا با بیدار شدن زن و مردی که در یک تختخواب خوابیده اند، آغاز می شود. مرد در یک حالت منگی به سر می برد، نمی داند کجاست و آن زن کیست و آنجا چه می کند و شروع می کند به سوا [...]


    • + من احساس می کنم ما دو تا بال یه مرغیم- پس عجیبه که ما باز هم میتونیم با هم حرف بزنیم! طبیعتا الان باید یه صدا باشیم.+ فکر کنم به زودی بشیم.- تو من رو می شنوی مثل این که خودم حس شنوایی تو هستم؟+ آره- تو من رو می بینی مثل این که خودم حس بینایی تو هستم؟+ آره- تو دیگه نمیتونی من رو لمس کنی، [...]


    • بار دوم و با یه ترجمه‌ی جدید خوندمش. کاری به اینکه مورد اقبال واقع شده ندارم، همون‌طور که خیلی ازمواقع کتابی می‌خونیم که اسمش هم فراموش شده اما به وجد می‌آیم. خیلی خیلی خوبه. تئاتر خوبیه. متن خوبیه. پتانسیل خوبیه. فرم خوبیه. حرف خوبیه. خوبه این پلی.


    • عالی بود.یکی از بهترین نمایشنامه هایی که خوندم.و بهترینی که خوندم: خرده جنایت های زناشوهری از اشمیت بود.


    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *